محمد الريشهري

45

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

18 . محمود تارابى ( م 636 ق ) در عصر حضور مغولان و بيداد آنان و جهل و بىفرهنگى مردم ، در روستاى تاراب ، محمود تارابى - كه به زهد و عبادت مشهور بود - ادّعا كرد كه جنّيان با او سخن مىگويند و از امور غيبى به او خبر مىدهند . عوام الناس به او روى آوردند و هر كجا بيمارى بود ، به او مراجعه مىكرد . دانشمندى به نام شمس الدين محبوبى به او گفت : پدرم روايت كرده و در كتابى نوشته كه از تاراب بخارا ، صاحب‌دولتى ظاهر خواهد شد كه جهان را مستخلص مىكند و علامات اين سخن را نشان داده و آن آثار در تو پيداست . اين سخن ، اقبال به وى را گسترش داد و آثار فتنه و آشوب پديد آمد . « 1 » حكومت و اشراف ، به مقابله با وى بر آمدند و او هم پيروان خود را تهييج كرد و به جنگ فرا خواند . « 2 » پس از پيروزى اوّليه ، دستور غارت خانهء اشراف را داد و هر آنچه بود ، برداشتند . مغولان آن نواحى ، با يكديگر متّحد شدند و بر او يورش بردند ؛ امّا از سپاه تارابى شكست خوردند . وقتى لشكريان وى پيروزمندانه باز گشتند ، اثرى از تارابى نديدند . از اين رو گفتند : خواجه غيبت كرده است و تا ظهور او ، دو برادر او ، محمّد و على ، قائم مقام او باشند . « 3 » اين ، اجمال نقلى از جوينى بود كه خود از حاميان مغولان است ، و ماهيت واقعه براى ما آشكار نيست . 19 . قاضى شرف الدين ابراهيم ( م 663 ق ) قاضى شرف الدين ابراهيم ، سيّدى شيرازى بود كه مدّتى از وطن خود مهاجرت كرد

--> ( 1 ) . تاريخ جهان‌گشاى جوينى : ج 1 ص 86 - 87 . ( 2 ) . تاريخ جهانگشاى جوينى : ج 1 ص 88 . ( 3 ) . تاريخ جهانگشاى جوينى : ج 1 ص 89 .